نوشته شده توسط : hgu33

به گزارش روز سه شنبه ایرنا به نقل از سایت فدراسیون پینگ پنگ؛‌ 'عمرانی' در نخستین برنامه فدراسیون بین المللی پینگ پنگ در تور آزاد سوئد كه برای برگزید گان قاره های مختلف تدارك دیده شده و جنبه آموزشی دارد، شركت خواهد كرد.

رقابت های تور آزاد سوئد پنجشنبه 18خرداد ماه آغاز و 4 روز به طول می انجامد.

براساس اعلام كمیته مسابقات دراین رقابت ها 100پینگ پنگ باز از 22 كشور شركت داشته و در دو بخش تیمی و انفرادی با یكدیگر به رقابت خواهند پرداخت.

ورزشی**‌9144**1590




:: بازدید از این مطلب : 479
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 17 خرداد 1391 | نظرات (1)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
عاشق یک لحظه نگاهت در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
برایت من دعا کردم.......





شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی





تورا با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم





تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم





پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس





تورا از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم





و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:





دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی





ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم





تورا در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم





همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت





حریم چشمهایی را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم





نمیدانم چرا رفتی،نمیدانم چرا ،شاید خطا کردم





و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی ،نمیدانم کجا،تا کی،برای چه؟





ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید





و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت





و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد





و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت





تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد





و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایش خیس باران بود





و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد ،که من بی تو تمام هستی ام از بین خواهد رفت





کسی حس کرد که من بی تو هزاران بار خواهم مرد





و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد...................................................... ...................





کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد





ومن با آن که می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد





هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد





ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد





ومن بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید





کسی از پشت قاب پنجره آرام وزیبا گفت:





تو هم در پاسخ این همه بی وفائیها بگو





در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم





و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید





کنار انتظاری که بدون پاسخ





ومن در اوج پائیزی ترین ویرانی یک دل





میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر





نمی دانم چرا؟ شاید به رسم عادت پروانگیمان باز





برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت





\"دعاکردم\"


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران